ترول های ترکی سری 1
ترول ترکی:

برو به ادامه مطلب...
ترول ترکی:

ترول ترکی 5

ترول ترکی 9

ترول ترکی 13

ترول ترکی 17

ترول ترکی 21

یه پیرمردی تعریف میکرد که ما در زمان کودکی میرفتیم مکتب خونه یه باز استاد داستان ادم و حوا را داشت برای بچه ها درس می داد و میگفت که هابیل و قابیل یکی با جن ازدواج کرد و دیگری با یه فرشته ازدواج کرد یکی از بچه ها بلند شد و گفت ببخشید حاج اقا جن را میشه دید استاد گفت نه پسرم هیچ کس نمی تونه جن را ببینه هر کسی هم بگه جن را دیده دروغ میگه پسره برگشت گفت اگه جن را هیچ کس نمی تونه ببینه پس هابیل که با جن ازدواج کرده بود هوا رو میکرده ؟؟؟؟؟؟
برو به ادامه مطلب ...
ملا در بالای منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضی است بلند شود.
همه ی مردم بلند شدند جز یک نفر.
ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضی هستی؟
آن مرد گفت : نه …
ولی زنم دست و پامو شکسته نمی تونم بلند شم!
------------------------------------------------------
روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی.
یکی گفت: “جناب ملا! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟”
ملانصرالدین جواب داد: “اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمیداند.
من وظیفهی خودم را میدانم و هیچوقت از آن غافل نمیشوم.
برو به دامه مطلب..
رفیقم اومده خونمون! وضو گرفته میخواد نماز بخونه! می پرسه قبله کدوم طرفه؟! میگم:میخوای نماز بخونی؟!
میگه: پـَـــ نــه پـَـــ میخوام دیش رو تنظیم کنم!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
رفتم نونوایی یارو میپرسه نون میخوایید؟ په نه په اومدم دست و پامو آردی کنم برم سروقت شنگول و منگول.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند. گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند. پـَـــ نــه پـَـــ کچلی را بگرفتند و سرش شانه زدند!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
با شماره ی جدیدم زنگ زدم به دوستم میگم امروز تو مدرسه نبودی میگه تو از بچه های مدرسه ای
گفتم :پ ن پ از بچه های باباتم گمشده بودم بعد از ۱۸ سال میخوام به آغوش گرم خوانواده برگردم
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
رفتم دادگستری یارو میپرسه شکایت داشتید؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ یه خورده برنج آوردم با ترازوی عدالت وزن کنم
برو به ادامه مطلب